![]() محبوبه شب
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1388
اسفند 1387 دی 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 جستجو
پیوندها
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
آی تی نوشت
گل محبوبه سرزمین مهرگان Beautiful life(شيلا) یاسهای عاشق شروع دوباره آشیانه خیلی زود از یادت رفتم (لاله ) بوسه ی عشق - << محمد مسیح >> محبوبه شب(مهرشاد) آرشیو پیوندهای روزانه |
محبوبه شب
زندگی کنیم ........
ما امروز خانههاي بزرگتر، اما خانوادههاي كوچكتر داريم، راحتي بيشتر اما زمان كمتر. اكنون زمان غذاهاي آماده دير هضم است، مردان بلندقامت اما شخصيتهاي پست، سودهاي كلان اما روابط سطحي، فرصت بيشتر اما تفريح كمتر، منازل رويايي اما خانوادههاي از هم پاشيده....
|+| نوشته شده توسط محبوبه ک.راد در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 12:40
نامه اعمال
خواب ديدم خواب اينك مرده ام خواب ديدم خسته ام افسرده ام روي من خروارها از خاك بود واي قبرمن چه وحشتناك بودتا ميان گور رفتم دل گرفت قبر كن سنگ لحد را گل گرفت بالش زير سرم از سنگ بود غرق وحشت سوت وكوروتنگ بود ناله مي كردم ولیکن بي جواب تشنه بودم تشنه يك جرعه آب خسته بودم هيچ كس يارم نشد زان ميان يك تن خريدارم نشد هركه آمد پيش حرفي راند ورفت سوره حمدی برايم خواند و رفت نه شفيقي نه رفيقي نه كسي ترس بود و وحشت و دلواپسي آمدند از راه نزدم دو ملك تيره شد در پيش چشمانم فلك يك ملك گفتا بگو نام تو چيست آن يكي فرياد زد رب تو كيست اي گنه كار سيه دل، بسته پر نام اربابان خود يك يك ببر در ميان عمر خود كن جستجو كارهاي نيك و زشتت را بگو گفتنم عمر خود كردی تباه نامه اعمال تو گشته سياه ما كه ماموران حق داوريم اينك تو را سوي جهنم مي بريم ديگرآنجاعذرخواهي ديربود دست و پايم بسته در زنجير بود نااميد ازهركجا ودلفكار مي كشيدندم به خفت سوي نار ناگهان الطاف حق آغاز شد از جنان درهاي رحمت باز شد نور پيشاني اش فوق كهكشان چشمهايش زندگاني مي سرود درد را ازقلب آدم مي زدود گيسوانش شط پرجوش و خروش در ركابش قدسيان حلقه به گوش صورتش خورشيد بودوغرق نور جام چشمانش پراز شرب طهور لب که نه، سرچشمه آب حيات بين دستش كائنات و ممکنات خاك پايش حسرت عرش برين طره اي از گيسويش حبل اللمتین برسرش دستار سبزي بسته بود به دلم مهرش عجب بنشسته بود در قدوم آن نگار مه جبين از جلال حضرت عشق آفرين دوملك سر را به زير انداختند بال خود را فرش راهش ساختند غرق حيرت، داشتند اين زمزه آمده اينجا حسين فاطمه صاحب روز قيامت آمده گويي او بهر شفاعت آمده سوي من آمد مرا شرمنده كرد مهربانانه به رويم خنده كرد گفت آزادش كنيد اين بنده را اينكه اينجا اينچنين تنها شده كام او با تربت من وا شده مادرش اورا به عشقم زاده است گريه كرده بعد شيرش داده است بارها بر من محبت كرده است سينه اش را وقف هيئت كرده است اينكه مي بينيد در شور است وشين ذكر لالا ئيش بوده يا حسين ديگران غرق خوشي و هلهله ديدم او را غرق شورو هروله او به عشق من سر خود را شكست سينه چاك آل زهرا بوده است چاي ريزمجلس ما بوده استخويش را در سوزعشم آب كرد عكس من را بردل خود قاب كرد اسم من راز و نيازش بوده است خاك من مهر نمازش بوده است پرچم من را به دوشش مي كشيد پا برهنه در عزايم مي دويد بارها لعن اميه كرده است خويش را نذر رقيه كرده است تا كه دنيا بوده از من دم زده او غذاي روضه ام را هم زده اينكه در پيش شما گرديده بد جسم و جانش بوي روضه مي دهد حرمت من را به دنيا پاس داشت ارتباطي تنك با عباس داشت نذرعباسم به تن كرده كفن روز تاسوعا شده سقاي من گريه كرده چون براي اكبرم با خود او را نزد زهرا مي برم هر چه باشه او برايم بنده است او بسوزد صاحبش شرمنده است در مرامم نيست او تنها شود باعث خوشحالي اعدا شود در قيامت عطر و بويش مي دهم پيش مردم آبرويش مي دهم باز بالاتر به روز سرنوشت مي شود همسايه من در بهشت آري آري هركه پابست من است نامه اعمال او دست من است. التماس دعا.
|+| نوشته شده توسط محبوبه ک.راد در چهارشنبه سوم بهمن 1386 ساعت 7:5
|